باران و روزهایش
  
 
 
آبان 1384
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
 
آرشیو
 
جمعه 22 مهر ماه سال 1384
از این دنیا....از این آدم های کوته بینی که حسادت همه ی وجود سیاهشون رو پر کرده بیزارم.
ای بی معرفت.نمیدونم تو کی هستی و چرا چرا به خودت اجازه دادی که به رابطه ی پاک من با یکی از دوستای وبلاگ نویسم اینطور توهین کنی.
شما موجودات آدم نما چطور به خودتون اجازه می دین که اینطور با احساس دیگران بازی کنید.چطور این حقو به خودتون میدین که چشماتونو ببندین..دهنتونو باز کنین و هرچی خواستین بگین.
چرا نمی تونین جلوتر از دماغتون رو هم ببینین.
یه آدم درد کشیده دلش می خواد به تمام آدم های مشکل دار کمک کنه...
چطور تونستین دوستی منو خراب کنین.
یعنی توی این دنیا هم باید از دست شما بی صفت ها ی از خدا بی خبر بکشم که از هر چیزی هر جوری که دوست دارین تعبیر می کنین.
من انقدر توی دنیای واقعیم تنهام  که تمام دلخوشیم همین دنیای مجازیه که بی هیچ ترسی حرفای دلم رو می زنم.
انقدر از زندگی روزمره ام فراریم که وقتی به این وادی پا می ذارم سعی می کنم همه چی رو فراموش کنم.
تو آدم کوته بین که نتونستی ببینی من تلاش کردم که حداقل به یه دوست تنها و شکست خورده ام کمک کنم چطور تونستی این حقو به خودت بدی و دوستی منو به لجن بکشی..
به تو چه کرده بودم؟!!!!!
 



هر کسی که فکر می کنه من یه دروغگوی حقه بازم که تنها هنرم بازی با کلمات می تونه منو وبلاگم رو فراموش کنه...
من منم....
و برام کافیه که پیش وجدانم سربلند باشم...
 شرمنده تا یه مدتی هم جواب کامنت هاتون رو نمی تونم بدم...تا اون دوست نمای عزیز شجاعانه خودش رو معرفی کنه.......

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 28847


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها